تبليغاتX
عشق + نمک و فلفل (به مقدار لازم)
 
عشق + نمک و فلفل (به مقدار لازم)
 
 
 
سلام ٬ صبحت بخیر عزیزم. خوبی؟

تقریبا دیروز به دنیا اومدم. تولدمو تبریک نمیگین؟

 البته تولدم ۶ام اسفنده. اما دیروز دوباره متولد شدم!

مرده بودم ٬ زنده شدم. هنوزم نمی خوای تبریک بگی؟

گفتم آه از دل دیوانه ی حافظ بی تو   /   زیر لب خنده زنان گفت...

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 8:25 بعد از ظهر  توسط شمیم کشانی  | 
خستم!

نمیدونم واسه چی دارم زندگی میکنم٬ واسه کی دارم زندگی میکنم؟

دیگه تو راه دانشگاه به زور خودمو سر پا نگه می دارم. اگه خدا اجازه میداد٬ همونجا وسط خیابون خودمو رها می کردم و نقش زمین میشدم.

 

خدایا منو به عشقم که نرسوندی٬ مرگم رو زودتر برسون. خسته شدم. اینور دیگه خبری نیست٬ می خوام بیام اونور. یا اگه خبر دیگه ای هست زودتر بهم بگو.

 

مگه تو خود حیات نیستی؟ پس چرا زندگی نمی بخشی؟

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 30 مهر1387ساعت 6:18 بعد از ظهر  توسط شمیم کشانی  | 
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد. عزیزم اگر فراموش کردم و نابخردانه حرفی زدم٬ اول ببخش٬ دوم به یادم بیاور. مبادا دعوایی با من آغاز کنی. مبادا ترک آغوشم کنی.
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1 مهر1387ساعت 1:47 بعد از ظهر  توسط شمیم کشانی  | 
 
گاهی اوقات خدا با زیباییش آدمو دیوونه می کنه
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 9:48 بعد از ظهر  توسط شمیم کشانی  | 

نقل قول از زبان یک دختر خوب:

I did not know there was a plan
Somewhere a perfect man
I don't believe in his touch

And then you smiled at my pretense
As you broke down my defenses
Just want to be where you are

Love ain't like fashion
The look remains the same
I'll wear your heart forever
'Cause some things never change

Like rain, tax
After lightening the thunder cracks (it's inevitable)
Sooner or later it had to come true
Like rain, tax
Weeds grow up through the pavement cracks (It's inevitable)
You see what I want
What I want is you

I thought that life was logical
Love was a miracle
That happened to someone else, not me
Baby I must said a little prayer
Suddenly I looked up, and you were there
And the rest is history

I don't want to be an island anymore
Just resign yourself
'Cause there's one thing for sure

Like rain, tax
After lightening the thunder cracks (it's inevitable)
Sooner or later it had to come true
Like rain, tax
Weeds grow up through the pavement cracks (It's inevitable)
You see what I want
What I want is you

It had to be you, it had to be you
Say you'll be here forever
You and me here together
(When will you see what I want)
What I want is you

Like rain, tax
After lightening the thunder cracks (it's inevitable)
Sooner or later it had to come true
Like rain, tax
Weeds grow up through the pavement cracks (It's inevitable)
You see what I want
What I want is you

It's inevitable

Celine dion

xoxo*

Rain,Tax - Celine Dion ( from "A New Day Has Come" album )

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

* It means hugs and kisses. It use for any one who you like or love, like moms, dads, boy friend, girl friend, dears, darlings,... . x is like 2 arms crossing each other. and o is the figer your lips goes when you are going to kiss. It has most common use in america! 

 |+| نوشته شده در  جمعه 4 مرداد1387ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط شمیم کشانی  | 
امروز رفته بودم کارآموزی! روز دومم بود! یعنی مثلا رفته بودم کار یاد بگیرم!  هیچی دیگه. یه مجله هم با خودم بردم...

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط شمیم کشانی  | 

باید با اراده عاشق شد. مبادا فکر کنی عشق چیزیست که بی اراده گرفتارش می شوی.

پس محکم برو جلو٬  بایست و بگو: دوستت دارم.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 1:29 بعد از ظهر  توسط شمیم کشانی  | 

اوف ٬ دویاره باید بنویسم؟

راجع به تیتر بگم. اول می خواستم در باره اوردو ۵ شنبه بنویسم. ولی دیدم حوصلشو ندارم. اصلا حوصله نوشتن ندارم. نمی دونم چرا دارم براتون می نویسم؟! هر چی به ذهنم بیاد می نویسم. آره اینطوری راحت تره. ... خوب حالا چی بنویسم؟ ... دارم Modern Talking گوش میدم. نمیدونم چرا اینقدر قشنگ می خونه.

dont let it you down , its never late ...

you make it on your own , baby , if you try ...

موبایلم آلارم میده. باطریش داره تموم می شه. صبر کنین بزنم به برق. جایی نرینا ٬ الآن میام.

....

خیلی خوبه که جایی نرفتین. تازه احساس می کنم یاد گرفتم چجوری باید بنویسم!

خوب حالا چی بنویسم؟

 |+| نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت 5:56 بعد از ظهر  توسط شمیم کشانی  | 
سلام
امروز ٬  یک فروردین ۱۳۸۷ می باشه!
امروز یک اتفاق خیلی جالب تو زندگیم رخ داد که ممکنه سالی یه دفه هم واسه آدم پیش نیاد و اون چیزی نیست جز : فرا رسیدن نوروز سال ۱۳۸۷ .
آرزو می کنم هر چیزی که خواستین خدا بهتون نده ٬ بلکه هر چی که به صلاحتونه بهتون بده.
 |+| نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت 1:48 قبل از ظهر  توسط شمیم کشانی  | 
یه روزی وقتی که کوه قهوه ای ٬
چشماشو به روی دنیا وا می کرد [یعنی وقتی که از خواب پا می شد ]٬
وقتی که شب سیاه صبح خاکستری رو صدا می کرد ٬
وقتی که روز خودشو تو رگ شب رها میکرد [روشنی صبح تو تاریکی شب نفوذ می کرد] ٬
یه مسافر غریب ٬ دل به دریا زد و از جاده گذشت ٬
شهر تنهایی رو زیر پا گزاشت ٬
همه ی پنجره های بسته رو ٬ به روی روشنی روز وا گزاشت.
رفت و رفت تا که رسید به شهر عشق ٬
اما دید که آدما سنگی شدن [همه ی آدمای شهر عشق سنگدل شده بودن] ٬
همه رنگین کمون ها اسیر بی رنگی شدن ٬
دل سپرد و تن سپرد و جون سپرد ٬ اما هیچ کی به سراقش نیومد ٬
هر چی خوبی کرد جوابش بدی بود ٬ هیچ دلی با خوبی آشنا نبود ٬
دیگه اون مسافر شهر بدی ٬
دل نداشت تا که به دریا بزنه ٬
خسته بود
٬ حسی نداشت ٬ تا که پلی روی شهر آرزوها بزنه ٬
 
یه روزی وقتی که کوه قهوه ای ٬
چشماشو به روی دنیا وا می کرد ٬
وقتی که صبح سپید خودشو تو رگ شب رها میکرد ٬
اون مسافر زد و از جاده گزشت ٬
چشماشو به روی عشق بستو گریخت ٬
رو به سوی شهر تنهایی گزاشت ٬
آدمای سنگی رو با تمام بدی هاشون جا گزاشت ٬
واسه ی رسیدن به آدما ٬ دیگه دست به کار نکرد [؟؟؟] ٬ رفت و پشت سرشو نگا نکرد.!

 

**این قطعه رو نوش آفرین تو یکی از آهنگهاش خونده. البته نمیدونم خودش گفته یا یکی دیگه!!**

به نظر شما منظورش چی بوده؟

 |+| نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت 1:45 قبل از ظهر  توسط شمیم کشانی  | 
 
  بالا